Back To Top
پروژه ها
شماره 112 مردادماه 1396
اندازه نگه‌دار، که اندازه نکوست (سرمقاله)
اکثر ما تجربه مشترکی از بادکنک داریم. زمانی که والدین ما می خواستند یک بادکنک را برایمان بادکنند، از آنها می خواستیم آن را بیشتر باد کنند، تا بزرگتر شود. آنها به ما می‌گفتند اگر بیشتر باد کنیم می ترکد. زمانی که ما اصرار و پافشاری می کردیم، والدین خردمند ما، یک بادکنک را آنقدر باد می کردند تا با صدای مهیبی بترکد، ما در حالی که از ترکیدن آن می ترسیدیم، تجربه پیدا می کردیم که بادکنک را نباید بیش از اندازه باد کرد، چون ظرفیت محدودی دارد. ای کاش این تجربه کودکی، همیشه با ما می ماند تا ظرفیت تحمل هر پدیده را در نظر بگیریم و آنقدر به آن فشار نیاوریم تا بترکد.
در سال 1360 قیمت متوسط یک متر زمین در تهران بیست هزار تومان بود. همان زمین در حال حاضر حداقل20 میلیون تومان ارزش دارد. یعنی زمین در این مدت از یک رشد هزار برابری برخوردار بوده، در صورتی که در همین مدت قیمت سکه500 برابر و قیمت ارز 140 برابر رشدکرده. یعنی قیمت زمین حداقل بیش از دو برابر قیمت هر کالای دیگری از جمله ارز و طلا متورم شده. به راستی چرا این اتفاق افتاد و بادکنک قیمت زمین تا این حد باد شد؟ دلایل زیادی مطرح می شود، مانند محدودیت زمین، افزایش جمعیت، کوچ روستائیان به شهرها، بالا رفتن آمار طلاق و مسائلی از این قبیل. درحال حاضر دو میلیون و 500 هزار خانه خالی و نیمه کاره رها شده، در کشور وجود دارد، همین آمار فرضیه کمبود مسکن ‌را ‌به‌سرعت نابود می کند و نشان می دهد، کشور با ازدیاد مسکن روبرو است. می توان گفت علت اصلی رشد قیمت زمین در کشور، ریشه در عدم امنیت سرمایه گذاری در سایر بخش‌های اقتصادی دارد.
در 3 دهه گذشته درآمدهای نفتی کشور مرتباً به اقتصاد کشور پمپاژ شده، این درآمد در جائی باید هزینه می شد. بی دردسرترین و کم خطرترین سرمایه گذاری در این سال ها زمین و مسکن بود، چون سود زمین و ملک از هر کسب دیگری تضمین شده تر بود، واسطه گری و دلالی بر روی ملک به شدت افزایش یافت، تا جایی که اکنون در بعضی از مناطق کشور، تعداد آژانس املاک از تعداد بقالی بیشتر است. حضور چنین حجم فشرده ای از افرادی که سرنوشت اقتصادیشان با قیمت زمین گره خورده، باعث ترقی کاذب قیمت زمین و مسکن شد. در نتیجه تسهیلات کشاورزی و صنعتی و تجاری که باید در خدمت مشاغل تولیدی و خدماتی قرار می گرفت، جذب بازار ملک شد. کم کم صاحبان صنایع، تجار، صنعت گران و حتی صاحبان مشاغل خدماتی ترجیح دادند به جای گسترش تولید و خدمات، سرمایه و تسهیلات خود را به بازار ملک انتقال دهند. دولت هم بجای ایجاد اهرم های کنترل قیمت کاذب زمین، خودش وارد کارزار شد و به تقسیم و فروش زمین پرداخت. در پی آن نیمه دولتی ها، شبه دولتی‌ها، بانک ها، بیمه ها، شهرداری ها، صندوق های باز نشستگی و خلاصه همه نهاد‌هائی که می خواستند سود فراوان و بی دردسر داشته باشند، سرمایه های خود را به طرف بازار مسکن کوچ دادند و شروع به باد کردن بادکنک قیمت زمین و مسکن کردند.
مدتی است که موسسات مالی و اعتباری کشور یکی پس از دیگری دچار مشکل می شوند و حتی تعدادی از آنها تاکنون تعطیل شده اند. تا سال ۱۳۷۶ فعالیت هرگونه موسسه مالی اعتباری و بانک خصوصی ممنوع بود. یعنی در آن سال حتی یک بانک یا موسسه مالی اعتباری خصوصی در کشور وجود نداشت. بالاخره در دهه هفتاد، زمینه تاسیس اینگونه موسسات در کشور فراهم شد. در آغاز رشد کمّی این موسسات بسیار کند بود، از دوازده سال قبل بود که رشد قارچ‌گونه آغاز شد. در حال حاضر20 بانک خصوصی، ۷۰۰۰ موسسه مالی و اعتباری و هزار و 534 صندوق تعاونی اعتباری در کشور وجود دارد، در صورتی که فقط 8 بانک دولتی داریم. آیا رشد اقتصادی کشور در سال‌های اخیر در حدی بوده که به این تعداد از موسسات مالی و اعتباری احتیاج باشد؟ کدام کارخانه یا تجارت خصوصی در سال‌های گذشته، با کمک این موسسات راه اندازی شد؟ تنها کار ملموسی که این موسسات در ده سال اخیر انجام داده اند، جمع آوری پول مردم و بردن آن به عرصه زمین و مسکن است و چون در ابتدا سود خوبی داشت، بادکنک تاسیس اینگونه موسسات بیش از حد باد شد.
مقوله آب نیز از آن بادکنک‌هائی است که زیاد باد شده. سرانه آب تجدید پذیر کشور در سال 1376 دو هزار و 100 متر مكعب بود، این رقم اکنون نصف شده و به 1000 متر مکعب رسیده. چهار عامل اصلی در این کاهش چشمگیر می تواند موثر باشد، افزایش جمعیت، افزایش مصرف سرانه، کاهش نزولات و هدر رفت آب. جمعیت کشور در 35 سال گذشته به دو برابر افزایش یافته، لامحاله تعداد مصرف‌کننده آب نیز دو برابر شده. سی سال قبل سرانه مصرف ‌روزانه آب به سختی به 100 لیتر می‌رسید، این رقم اکنون به250 لیتر رسیده است (در تهران به 350 لیتر می رسد). جالب است بدانیم متوسط بارش سالیانه کشور که250 میلیمتر است، طی 60 سال گذشته به جز افت و خیز‌های موردی، تغییر محسوسی نکرده، یعنی طبیعت در کاهش سرانه آب تجدید شونده، تاثیر زیادی نداشته. در سال 1357 تعداد سدهای بزرگ کشور فقط 14 مورد بود. در طول چهل سال گذشته، این تعداد به641 سد رسیدکه موجب بالا رفتن مصرف سرانه و سطح زیر کشت کشاورزی شد درحالی‌که راندمان کشاورزی فقط 35 درصد است. این تعداد سد موجب تبخیر و هدر رفت 2 میلیارد متر مکعب آب شد.
طبیعی است، بادکنکی که زیاد باد شود بالاخره یک زمان می‌ترکد، ولی با این یکی نمی‌شود برخورد انفعالی کرد، حیات و ممات مردم در گرو آب است. نه اقتصاد، نه صنعت، نه نفت، نمی تواند جایگزین آب شود. بهترین امکانات رفاهی در زمان نبودن آب، به سرعت رنگ می بازد. بهتر است قبل از اینکه شرایط از کنترل خارج شود، به فکر مراقبت همه جانبه از آب باشیم.
ش.ب
آثار مخرب زیست محیطی نفت شیل
در تاریخ چهارم خرداد سال جاری، اوپک توافق کاهش تولید خود را برای 9 ماه تمدید‌ کرد. قیمت نفت خام در آن روز 54 دلار بود. یک روز پس از توافق قیمت به51 دلار رسید. این کاهش همچنان ادامه داشت تا اینکه اکنون به حدود 45 دلار رسیده، آنهم در شرایطی که پیش بینی می شود میزان تقاضا در سال آینده ٨ درصد افزایش داشته باشد.
در‌گذشته بعد از توافق‌های اوپک قیمت جهانی نفت به‌شدت افزایش می‌یافت زیرا دلالان نفت به‌ این نتیجه می‌رسیدند که در بازار، عرضه کاهش و تقاضا افزایش یابد. ولی‌این‌بار‌ در‌کمال ناباوری قیمت‌ها رونـــد کاهشی پیدا‌ کرد. می‌خواهیم بررسی کنیم دلیل این اتفاق چه بود.
در ماه فوریه سال 2008، قيمت هر بشكه نفت به ۱۴۷ دلار رسيد، در آن روزها كمتركسي تصور مي كرد، قيمت نفت هرگز به زیر۱۰۰ دلار باز گردد. ولی ظرف هشت سال اتفاق بدتری افتاد و قیمت نفت به زیر 45 دلار سقوط کرد، آنهم در حالی که در این مدت، مصرف جهانی نفت از 78 میلیون بشکه در روز به صد میلیون بشکه افزایش یافت. به راستی دلیل نزول قیمت نفت، تا این حد چه بود؟ تغییرات قیمت نفت به عوامل زیادی بستگی دارد، دلایلی مانند جنگ، درگیری های منطقه ای، افزایش یا کاهش استخراج درکشورهای نفت خیز، پر شدن ذخایر کشورهای مصرف کننده، سفته بازی و بورس بازی محتکران و بسیاری دلیل دیگر. ولی این بار مهم ترین دلیل، ورود یک منبع جدید تولید انرژی به بازار نفت بود. منبعی که به آن نفت شیل می گویند. البته نفت شیل پدیده بسیار کهنی محسوب می شود.
نفت در تاریخ بشر، سابقه بسیار طولانی دارد. قرن ها بود که از نفت در جنگ ها، برای روشنی چراغ، تولید گرما، قیر اندود کردن ساختمان ها و حتی برای ساخت دارو، استفاده می شد. در داستان کشتی نوح آمده که نوح کشتی خود را قیر اندود کرد. اسناد تاریخی و کاوش های باستان شناسی نشان می دهد که مردم مصر، میان دو رود و چین از کهن ترین روزگار، نفت را می شناختند و آن را در ملات ساختمان ها به کار می بردند. ساکنین کشور ایران نیز از 5 تا 6 هزار سال پیش، قیر را به عنوان ملات یا برای نصب و بهم چسباندن جواهرات و ظروف سفالین و اندود کردن کشتی ها بکار می بردند. در جنگ ها نیز نفت کار برد داشت. از پارچه آغشته به نفت، منجنیق آتشین درست می کردند و در میان دشمنان می انداختند. بعض اوقات هم یک گاری را پر از بشکه های نفت می کردند و پس از آتـــش زدن به میـان سپاه دشمن می راندند. مـولوی نیز در مثنوی می گوید: از قضا سرکنگبین صفرا فزود/ روغن بادام خشکی می‌نمود/ از هلیله قبض شد اطلاق رفت/ آب آتش را مدد شد همچو نفت. یعنی در زمان او نفت کاملاً شناخته شده بوده. «مارکوپولو» در سفری که در سده سیزدهم میلادی به ایران کرده، با اشاره به چشمه‌های نفتی آذربایجان می‌نویسد: نفت برای خوراک خوب نیست، اما برای سوزاندن مفید است و نیز از آن برای معالجه بیماری جرب استفاده می‌شود.
در گذشته نفت یا به صورت چشمه بود یا از سنگ های معدنی شیل استخراج می شد. سنگ شیل به هرگونه سنگ یا صخره رسوبی گفته می‌شود که حاوی ماده جامد زغال‌ سنگ است و هنگام داغ شدن از آن نوعی نفت مایع(Oil shale) جاری می‌شود. این نوع نفت، میلیون‌ها‌ سال قبل درگل‌ و لای بستر دریاچه ‌ها و تحت فشار زیاد، تشکیل شده. تا اینکه در نیمه قرن18 میلادی اولین چاه نفت، به معنای امروزی در فرانسه حفر شد. از زمانی که امکان استخراج معادن عظیم نفت سبک از اعماق زمین فــراهم شد،
کم کم استفاده از نفت شیل منسوخ شد، زیرا استخراج آن گران تمام می شود. البته فرآیند استخراج و گرما دهی سنگ شیل، آسیب سنگینی نیز به محیط زیست وارد می کرد.
بعد از دو قرن، زمانی که قیمت نفت خام از مرز صد دلار گذشت، استفاده از نفت شیل دوباره مقرون به صرفه شد و با توجه به حجم عظیمی از سنگ شیل که در مناطق مختلف جهان وجود دارد، این نوع از نفت، به رقابت با سبد های مختلف نفتی، مانند نفت اوپک، نفت برنت، نفت وست تگزاس اینترمدیت برخواست. اولین کشوری که در ابعاد وسیع اقدام به استخراج نفت شیل کرد، آمریکا بود. چون این کشور بزرگترین ذخایر را در ایـالت‌های کلـورادو، یوتـا و وایـومینگ، در بستر رودخانـه گریـن ریور «Green River Formation» در اختیار دارد. ذخایر این منطقه چیزی معادل٨٠٠ ‌میلیارد بشکه است. آمریکا به دلایل اقتصادی و به منظور رونق دادن به کسب و کار استخراج نفت که مدتی بود در آن کشور دچار رکود شده بود، بدون توجه به آثار مخرب زیست محیطی، دست به استخراج روزانه 5 میلیون بشکه نفت شیل زد و در حال حاضر یک چهارم نیاز خود را از این طریق تامین می کند. البته کشورهای دیگری مانند کانادا و استرالیا هم تازگی ها به استخراج نفت شیل روی آورده اند. هرچند نفت شیل از وابستگی آمریکا به نفت خاورمیانه کاسته، اما چندان بي خطر نیست. طبق تحقیقات موسسه آمریکایی BLM، استخراج نفت شیل، گازهای آلاینده‌ای از جمله دی ‌اکسید سولفور سرب و اکسیدهای نیتروژن را در هوا منتشر می‌کند و تأثیرات بدی بر روی هوا، آب و زمین اطراف پروژه‌ها می گذارد. فرآیند تقطیر این نوع نفت، میزان مه دود را در منطقه استخراج افزایش می دهد. سازمان حمایت از منابع طبیعی آمریکا (NRDC) اعلام کرده، انتشار گازهای گلخانه‌ای ناشی از استخراج نفت شیل دو برابر نفت خام طبیعی است و در اثر تولید صد ‌هزار بشکه نفت شیل، ١٠‌میلیون تن گازهای گلخانه‌ای به جو فرستاده می شود. شاید یکی از دلایلی که آمریکا از معاهده پاریس شانه خالی کرد، این بود که نمی خواست استخراج نفت شیل را تعطیل کند.
استخراج و تقطیر هر بشکه نفت شیل به حدود 1000 لیتر آب احتیاج دارد. چنین حجمی از آب، حدود 9 درصد از شدت جریان سالانه رودخانه کلورادو را کاسته است. رسوبات فرآیند استخراج نیز بستر حوزه «گرین ریور» را تهدید می‌کند. از طرفی زیرساخت مورد نیاز برای تولید و توسعه نفت شیل، به چشم‌انداز مناطق طبیعی ضربه وارد کرده.نفت شیل علاوه بر تاثیرات مخربی که به صورت مستقیم به محیط زیست وارد می کند، تولید آن نیز به انرژی زیادی نیاز دارد. براساس تخمین‌ سازمان حمایت از منابع طبیعی آمریکا، تولید هر صدهزار بشکه نفت، به ١٢‌هزار مگاوات برق نیاز دارد و چون قرار است هزینه تولید پائین نگاه داشته شود، با سوخت هائی ارزان مانند مازوت و زغال سنگ تهیه می شود، که خود باعث تولید مقدار زیادی گازهای گلخانه ای است.
سوالی که باقی می ماند این است که با این حجم از تخریب محیط زیست، اکنون که قیمت نفت تا سطح یک سوم قیمت‌های سال 2008 پائین آمده، دلیل ادامه تولید نفت شیل چیست؟ در زمانی که نفت در حد صد دلار و بیشتر فروخته می شد، هزینه تولید نفت شیل در حدود80 دلار بود ولی در طول سال های گذشته، چون شرکت‌های نفتی آمریکایی تعداد زیادی کارگر و مهندس استخدام کرده اند و نمی خواهند از بازار نفت خارج شوند، هزینه‌های خود را به شدت کاهش داده اند. آنها موفق شدند با استفاده از شیوه های نوین فناوری استخراج، همچنین مدیریت قوی مالی و بازرگانی و با زیر پا گذاشتن ضوابط زیست محیطی، هزینه های تولید نفت شیل را به سطح 40 دلار برسانند و توان رقابتی خود را در برابر نفت متعارف حفظ کنند. دلیل کاهش قیمت نفت جهانی نیز باقی ماندن تولید کنندگان نفت شیل در بازار است.
گفتگو با آقای مهندس ابوالفضل آبشت، درباره تالاب‌های ایران
آقای مهندس ابوالفضل آبشت، در سال 1380 مدرک لیسانس خود را از دانشگاه مازندران، در رشته مهندسی آبخیزداری دریافت کردند. درسال 1382 و پس از زلزله بم ایشان به عنوان عضو یک NGO بین المللی به نام Word Vision به بم اعزام شدند. پس از یک سال اقامت در بم و ارائه خدمات بازسازی، به مدت دو سال نیز بعنوان کارشناس درکمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل، مشغول به کار شدند. سپس با دریافت بورس تحصیلی از کشور کره جنوبی، برای ادامه تحصیل در رشته «مدیریت بحران، پیشگیری و کاهش مخاطرات طبیعی» به انستیتو تکنولوژی آسیا رفتند و بعد از خاتمه تحصیل به مدت دوسال به عنوان پژوهشگر در زمینه»کاربرد تصاویر ماهواره ای و GIS در مدیریت بحران های طبیعی» در مرکز ژئو انفورماتیک انستیتو تکنولوژی آسیا در کشور تایلند فعالیت کردند. در همین مدت ایشان چندین مقاله در مورد کاربرد تصاویر ماهواره ای در مدیریت محیط زیست و خشکسالی منتشر و به برگزاری کارگاه های آموزشی و ظرفیت سازی برای کارشناسان منابع طبیعی، آب، محیط زیست و کشاورزی در کشورهای جنوب شرق آسیا نظیر تایلند، کامبوج، لائوس، اندونزی اقدام نمودند. ایشان پس از 4 سال تحصیل و کسب تجربه بین المللی در سال 2012 به ایران بازگشتند و به کار تدریس و انتقال این تجارب به کارشناسان کشورمان مشغول شدند. با توجه به اینکه اخیراً موضوع تالاب ها و مدیریت بحران در ایران خیلی جدی شده، از سه سال پیش از طرف سازمان ملل به ایشان ماموریت داده شد تا در پروژه مشترک UNDP با سازمان حفاظت از محیط زیست، در طرح حفاظت از تالاب های ایران فعالیت کنند. ایشان ابتدا به عنوان هماهنگ کننده سپس به عنوان معاون پروژه و از ابتدای سال 2017 با سمت مدیر ملی طرح حفاظت از تالاب های ایران مشغول فعالیت هستند.
در این شماره در باره حفاظت، احیا و مدیریت تالاب های ایران با آقای آبشت گفتگو می کنیم.
لطفاً تعریف علمی تالاب را توضیح بدهید؟
تعاریف بسیار زیادی برای تالاب وجود دارد. از منظر کنوانسیون رامسر «تالاب شامل مناطق مردابي، آب مانده، نم‌زارهاي سياه و باتلاقي، بركه‌ هاي مصنوعي يا طبيعي است كه به طور دايم يا موقت داراي آب ساكن يا روان، شيرين يا شور يا نيمه‌شور هستند. همچنین به مناطقي از سواحل دريا كه هنگام جذر حداکثری عمق آب آنها کمتر از 6 متر باشد نیز تالاب می گویند. در یک تعریف دیگر «تالاب منطقه ای است که خاك آن توسط آب هاي سطحي و زيرزميني، به صورت اشباع درآمده و در طي يك دوره تاریخی و شرايط عادي محيطي تشكيل شده و داراي توالي زيستي مي‌باشد. یعنی به آب انباشته شده در پشت سدها تالاب گفته نمی شود. تالاب ها داراي جوامعي از گياهان و جمعيت‌هايي از جانوران ويژه هستند كه امكان سازگاري با چنين نقاطي را دارند.» تالاب ها از ارزش و اهميت زیادی برخوردارند که متاسفانه در کشور ما این ارزش تاکنون كمتر مورد بررسي قرار گرفته و از طرف مردم و مسئولان خیلی دیر شناخته شده. حتی در گذشته دیدگاه منفی نسبت به تالاب‌ها وجود داشت، چون معتقد بودند تالاب‌ها مکان های بی ارزش و حتی زیان باری هستند که محل رشد و نمو حشرات موذی، مثل پشه مالاریا و بسیار از آلودگی های زیست محیطی است و بهتر است خشكانده شوند، تا علاوه بر استفاده از زمین آن برای كشاورزي و درآمدزایی، از شر تالاب ها خلاص شوند. با همه تصورات غلطي كه درباره تالاب ها و ارزش و اهميت آنها وجود دارد، تحقيقات علمی در سطوح ملي و بين المللي، اهميت اقتصادي، اجتماعي و بوم‌شناختي تالاب ها را ارزیابی کرده و نشان می دهد تالاب ها يكي از مظاهر با ارزش و بسيار زيباي طبيعت هستند و به خاطر داشتن ويژگي ‌هاي منحصر به فرد، داراي فوايد زیادی ازجمله تصفیه آب و هوا، تامین غذا، ذخیره کربن، تغذيه و تامين سفره ‌هاي آب زيرزميني و تثبیت ریزگرد ها می باشند. بعلاوه محيطي مناسب هستند برای زندگی بسياري از جانوران، گیاهان، پرندگان، ماهي‌ها و آبزياني كه حيات آنها وابسته به تالاب ها است و در صورت از بین رفتن آنها، زندگی و معیشت بسیاری از جوامع محلی وابسته به تالاب نیز در معرض خطر قرار خواهد گرفت.
در حال حاضر وضعیت تالاب های ایران در چه شرایطی است؟
در ایران بیش از 84 تالاب با اهمیت بین المللی وجود دارد. که از این تعداد 35 تالاب در قالب 24 منطقه، در فهرست کنوانسیون رامسر به عنوان تالاب های بین‌المللی، به ثبت رسیده. وسعت مناطق تالابی کشورمان مجموعاً 3 میلیون هکتار است که یک و نیم میلیون هکتار از آن در کنوانسیون رامسر به ثبت رسیده. در حال حاضر6 تالاب بین المللی به لحاظ شرایط زیست ‌محیطی در وضعیت مطلوبی نبوده و در لیست مونترو به عنوان تالاب های در معرض خطر قرار گرفته اند. دلیل خشک شدن تالاب ها را می‌توان کاهش نزولات جوی و بارندگی، توسعه بی رویه کشاورزی با حداقل راندمان مصرف آب، کاهش آب ورودی به تالاب ها از منابع آب سطحی و زیر زمینی، اجرای طرح‌های بزرگ زیربنایی، مثل راهسازی، پتروشیمی، پالایشگاه، در محدوده‌ اثر گذار تالاب ها، شکار و صید غیر مجاز و بی رویه و برداشت علوفه و سایر محصولات تالابی، بیش از حد توان تجدید پذیری تالاب دانست. البته وقتی یک تالاب کارکرد های خود را از دست می دهد و در مسیر خشک شدن و تخریب قرار می گیرد، نباید فقط علت را در خود تالاب جستجو کرد، چراکه تالاب ها دارای سرچشمه هائی هستند که گاهی صدها کیلومتر دورتر قرار دارند. مثلاً علت بخشی از شرایط بحرانی کنونی دریاچه هامون را باید در خارج از مرزهای کشور جستجو کرد. در واقع شرایط بحرانی تالاب ها صرفاً مربوط به خود آنها نیست، بلکه مشکل به کل حوضه آبریز و هرآنچه در آن اتفاق می افتد مربوط می شود. به همین دلیل است که می گوییم تالاب ها آیینه تمام نمای رفتار ما انسان ها در حوضه آبریز هستند. یعنی اگر حال تالاب خوب باشد، رفتار و عملکرد ما در آن منطقه صحیح بوده ولی اگر حال تالاب بد باشد، این بدان معنی است که رفتارها و عملکرد ما انسان ها در حوضه آبریز اشتباه بوده است.
عامل اصلی تخریب تالاب های ایران چیست؟
توسعه ناپایدار در حوضه آبریز تالاب‌ها، دلیل اصلی وضعیت کنونی تالاب های ایران است. توسعه اقتصادی، توسعه اجتماعی، توسعه محیط زیست و البته توسعه سیاسی محورهای اصلی توسعه در هر جامعه را تشکیل می دهند. چنانچه این چهار محور همزمان و همگن توسعه پیدا کنند، می توان امیدوار بود که آن جامعه به توسعه پایدار دست پیدا خواهد کرد. ولی اگر یکی را فربه کنیم و باقی محورها را لاغر نگه داریم، در دراز مدت زیان خواهیم دید. مثلاً اگر تمام نیرو و امکانات یک کشور فقط بر روی توسعه اقتصادی متمرکز شود، شاید بتوان درکوتاه مدت به رفاه بیشتری دست پیدا کرد، ولی این رفاه ادامه نخواهد داشت. مسلماً با توسعه بی رویه کشاورزی، صنایع و شهرنشینی، می توان امکاناتی نظیر آب لوله کشی، برق، تلفن و خودروی شخصی را برای اکثریت اجتماع فراهم کرد، ولی اینگونه رفاه و توسعه فقط تا مدت محدودی دوام خواهد داشت. اگر به صورت همزمان و موازی توسعه محیط زیست اتفاق نیفتد، توسعه اقتصادی و رفاه حاصل از آن به قیمت تخریب محیط زیست بدست خواهد آمد و یک روز می رسد که یک طوفان گرد و غبار و یا یک سیلاب، خواب را از چشم ها خواهد ربود و هر چه که رشته شده پنبه خواهد کرد. نمونه ای از توسعه نا پایدار، بهره برداری بی رویه از منابع آب تجدید پذیر ایران است. مطابق با استانداردهای جهانی یک کشور در حال توسعه تنها می تواند از20 تا 40 درصد آب های تجدیدپذیر خود بهره برداری کند، تا توسعه اش پایدار شناخته شود. درکشور ما سال ها است که این رقم نزدیک به80 درصد از منابع آب تجدیدپذیر است. این آب اضافی به نفع توسعه اقتصادی و دستیابی به رفاه سریع تر برداشت شده. از دیگر عوامل اصلی تخریب محیط زیست و تالاب ها باور کردن مرزهای سیاسی در امور مربوط به آب و محیط زیست است. مرزهای سیاسی هرگز منطبق و سازگار با توسعه و حفظ محیط زیست ایجاد نشده. عامل تخریب بسیاری از تالاب های داخلی از جمله تالاب گاوخونی که حوضه آبریز زاینده رود است، حوضه آبریز کارون، حوضه آبریز اترک و همچنین تالاب های فرامرزی نظیر هامون و هورالعظیم، در اثر همین مرزهای سیاسی است که موجب رقابت در بهره برداری هرچه بیشتر از منابع آب، بین دو یا چند استان و یا کشور شده است. برنده موقت این رقابت ناعادلانه غالباً بالادستی های حوضه آبریز هستند و بازنده نیز تالاب ها و مردمی هستند که زندگی و معیشت آنها به این تالاب ها وابسته است و معمولاً در پایین دست حوضه های آبریز قرار گرفته اند. امروز یکی از بزرگترین چالش های زیست محیطی منطقه خاورمیانه که گریبان ایران، عراق، سوریه و دیگر کشورهای منطقه را گرفته، بحران سدهای غول پیکر کشور ترکیه، برای مهار آب دجله و فرات، در بالا دست این حوضه آبریز است.
پروژه بین المللی حفاظت از تالاب های ایران چه اهدافی دارد؟
زنگ خطر از بین رفتن تالاب های ایران از سال ها قبل به صدا در آمد که مورد توجه سازمان ملل نیز قرار گرفت. تقریباً از 12 سال پیش این مجموعه شروع به کار کرد تا تجربیات موفق سایر نقاط جهان، در حفظ و نجات تالاب ها را در اختیار ایران قرار دهد. طرح حفاظت از تالاب هاي ايران یک پروژه بین المللی است ازسال 1384 با حمايت برنامه عمران ملل متحد (UNDP) و تسهيلات محيط زيست جهاني(GEF) و سازمان حفاظت محيط زيست ایران، آغاز به کار کرد. طرح حفاظت از تالاب های ایران تلاش دارد با بکارگیری شیوه های توسعه پایدار و برنامه ریزی برای کل حوضه آبریز، فارغ از مرزهای سیاسی و با محوریت قرار دادن مرزهای زیست بومی، از تالاب های ایران حفاظت نموده و بهره برداری خردمندانه از خدمات و کارکردهای این اکوسیستم ارزشمند را برای جوامع محلی تسهیل نماید. مناسب ترین ارگانی که می توانست با این دو ارگان بین المللی مشارکت کند، طبیعتاً سازمان حفاظت از محیط زیست ایران بود. طرح حفاظت از تالاب های ایران از ابتدا بنا داشت رویکرد مدیریتی جدیدی را به مجموعه نهادهائی که در حفاظت محیط زیست ایران موثر هستند ارائه کند. به همین دلیل فعالیت های طرح را بر معرفی پایلوت، بومی سازی، استقرار و توسعه دستاوردها و تجربیات موفق بین المللی، به منظور بهبود وضعیت حفاظت، احیا و بهره برداری خردمندانه از تالاب‌ها متمرکز نمود. استقرار رویکرد مشارکت مستقیم ذی‌نفعان در تدوين و اجرای برنامه‌هاي مديريت جامع تالاب هاي مهم كشور نیز از جمله اقدامات مهم این طرح به شمار می آید. در گذشته رویکرد غالب در سازمان حفاظت از محیط زیست این بود که تالاب ها را به عنوان منطقه حفاظت شده اعلام کنند و در صورت امکان آنها را محصور نمایند و با حضور محیط بانان و امکانات حفاظتی از تالاب ها مراقبت نمایند و در نهایت به دنبال تصویب قوانین حفاظت از تالاب ها بودند. طرح حفاظت از تالاب های ایران به عنوان یک پروژه بین المللی، تلاش کرد رویکرد زیست بومی و اکوسیستمی را در تالاب ها مستقر کند. این برنامه تلاش دارد نگاه صرفاً حفاظتی تالاب ها را به نگاه حفاظت توامان با بهره برداری خردمندانه و پایدار و مدیریت کل حوضه آبریز، با حضور کلیه دست اندرکاران و جوامع محلی تغییر دهد. دفتر تالاب ها ابتدا کار خود را با 3 پایلوت، یعنی دریاچه ارومیه، دریاچه شادگان و دریاچه پریشان آغاز کرد. برنامه های مدیریت جامع تالاب ها بدین شکل تهیه شد که ابتدا تمامی ذی‌نفعان کلیدی حوضه آبریز، شناسایی شدند، سپس از آنها دعوت شد تا مسائل و مشکلات تالاب ها را مورد بحث و گفتگو قرار دهند. جالب است که بدانید همین مقدار از کار یعنی برنامه ریزی مشارکتی برای حل مسائل و مشکلات مهم، برای اولین بار بود که در کشور ما اتفاق می افتاد. در گذشته اگر هم جلساتی برگزار می شد، عده ای در تهران می نشستند و مثلاً برای ارومیه تصمیم گیری می کردند. در صورتی که در روش ما، مشکلات در همان محل و با حضور افراد محلی شناسائی و برای آنها راه کار پیدا می شود. دست آورد مهم این روش این است که تصمیم به صورت جمعی گرفته می شود و چون افراد ذی‌نفع، برنامه و تصمیمات را مال خود می دانند، پیگیری بیشتر و جدی تری نیز انجام می دهند، در نتیجه کار بسیار موثر می شود. البته فراموش نکنیم که هر طرحی که در جای خاصی نتیجه بخش است، ممکن است در جاهای دیگر موثر نباشد. پس ابتدا طرح ها باید در ابعاد کوچکتر بررسی شود و آثار سود و زیان آن مشخص گردد. با استفاده از 3 پایلوت اولیه ما توانستیم برای حدود 14 تالاب مهم کشور برنامه مدیریت جامع حوضه آبریز تهیه کنیم و برای 4 تالاب دیگر نیز فرایند تهیه و تدوین برنامه در حال انجام و پیگیری است. در این برنامه ها اولویت وظایف و اقدامات تمام دستگاه ها و جوامع ذی‌نفع، در راستای حفظ و احیای تالاب و توسعه پایدار حوضه آبریز، مشخص و معلوم شد. تقسیم کار انجام شد و مشخص گردید کدام سازمان چه کاری را باید انجام دهد. برنامه ریزی شد که در طول فرایند تهیه و تدوین برنامه مدیریت جامع تالاب، افراد ذی‌نفع در کارگاه های مشارکتی، با یکدیگر بحث و مشورت کنند و برای حل مشکلات راه حل پیشنهاد نمایند و از همان ابتدا افراد محلی در جلسات حضور داشته باشند و در فرایند برنامه ریزی نقش موثری ایفا کنند. در مراحل بعدی که ساختار برنامه تهیه می شود و توسط شورای برنامه ریزی و توسعه استان تصویب می گردد، باید کارگروه‌ها و کمیته هائی در سطوح استانی و محلی و حتی ملی شکل بگیرد تا مدیریت عملیات اجرایی آغاز شود. از دیگر تجربیات موفقی که پایلوت آنها به تازگی در طرح حفاظت از تالاب های ایران آغاز شد، موضوع «تدوین طرح های کسب و کار» و «پرداخت برای خدمات اکوسیستمی» است. طرح های کسب و کار با هدف اشاعه و ترویج بهره برداری خردمندانه از خدمات و کارکردهای مناطق حفاظت شده تالابی و ایجاد اشتغال سبز برای جوامع محلی و بومی، در حال تهیه و تدوین است. ما معتقد هستیم چنانچه معیشت جوامع محلی و بومی با محیط زیست و تالاب گره بخورد، آنها خود به بهترین شکل ممکن از تالاب ها حفاظت کرده و اجازه هیچگونه تخریب و تجاوز را به کسی نخواهند داد. در حالت ایده آل، می توان از درآمدهای حاصل برای رشد، توسعه و حفاظت از مناطق تالابی استفاده کرد، تا این مناطق از منظر مالی مستقل شده و نیازی به بودجه ها و اعتبارات دولتی برای حفاظت نداشته باشند. این برنامه هم اکنون در 5 تالاب مهم کشور شامل کانی برازان در استان آذربایجان غربی، زریوار در استان کردستان، چغاخور در استان چهارمحال بختیاری، حله در استان بوشهر و شادگان در استان خوزستان در حال تهیه و تدوین است.
از اینکه وقت خود را در اختیار ماهنامه KWC قرار دادید از شما متشکریم.

10 گام مهم برای موفقیت در مذاکره 
اکثر مردم فکر می کنند مذاکره کاری است مربوط به سیاست مداران، مدیران اقتصادی و سایر مدیران در سطوح بالا و ربطی به افراد عادی اجتماع ندارد. به همین دلیل معمولاً از رفتن پای میز مذاکره و شرکت در جلسات مذاکره واهمه دارند. ما هر روز بدون آنکه خود بدانیم چندین مذاکره انجام می دهیم. مذاکره گفتگویی است میان دو یا چند طرف، به منظور دستیابی به یک درک مشترک و کسب نتیجه مناسب. با این تعریف متوجه می شویم که فرایند خرید یک اتومبیل یا خانه، چانه زدن برسر قیمت یک کالا، قانع کردن فرزندان برای انجام یک اقدام لازم، همه نوعی از مذاکره هستند. زمانی که ما مشغول مذاکره با یک کودک دو ساله هستیم یا وقتی که با مهم ترین مشتری خود مذاکره می کنیم، اصول و قوانین مذاکره همواره یکسان است. پس بهتر است با اصول مذاکره آشنا بشویم.
برای مذاکره از قبل آماده شوید
این مهم ترین قانون مذاکره است. شما باید بدون توجه به نوع مذاکره، با کسب اطلاعات دقیق در مورد موضوع مذاکره، خود را آماده کنید. به گوگل مراجعه کنید، از دوستان و همکارانتان که با تجربه هستند مشورت بگیرید، یک تیم تحقیقاتی تشکیل دهید تا مسائل پیچیده را بررسی کنند. بهتر است وظایف هر کدام از افراد تیم‌ را مشخص کنید. سعی کنید هر کدام از اعضای تیم،‌ روی موضوع مشخص و محدودی کار کنند تا دوباره کاری و اختلاط در امور پیش نیاید. هر چه نکات بیشتری را پوشش بدهید و تحقیقات کامل تری بکنید، به موضوع اشراف بیشتری پیدا خواهید کرد و در جلسه مذاکره غافلگیر نخواهید شد.
دستور جلسه داشته باشید
تمام مسائلی که باید دور میز مذاکره بر سر آنها بحث شود را بنویسید. سوالاتی که ممکن است مطرح شود را پیش بینی کنید. نکات ساده و مشابه را می‌توانید در یک پاراگراف کوتاه جمع کنید، امّا مسائل پیچیده را به بخش‌های مختلف تقسیم نمائید. اگر بیش از 3 یا 4 موضوع در دستور جلسه قرار گرفته، مطمئن باشید یک جلسه برای مذاکره کافی نخواهد بود. پس موثرتر است که در چند جلسه به آنها بپردازید. دستور جلسه را برای دیگر افراد گروه ارسال کنید و از آنها دعوت کنید تا ایده‌هایشان را برای کمک به بهتر شدن دستور جلسه به موقع تحویل دهند.
مذاکره قبل از اینکه دور میز بنشینید، شروع می‌شود
از همان لحظه‌ای که متوجه می‌شوید مذاکره ای قرار است برگزار شود، عمل چانه‌زنی و لابی گری شروع می‌شود. همه طرف‌هایی که در این فرآیند درگیر هستند و کسانی را که با شما موافقند را شناسائی کنید و سعی کنید ذهنشان را نسبت به موضوع و نقاط اختلاف نظر روشن نمائید.
محل مذاکره از اهمیت خاصی برخوردار است
از عامل انتخاب محل مذاکره برای ناراحت کردن طرف مقابل استفاده نکنید. سعی کنید به جای تراشیدن دلایل بی مورد برای تحمیل محل مذاکره، منصفانه عمل کنید. اگر اولین جلسه مذاکره در دفتر شما انجام می شود، بهتر است جلسه دوم در دفتر طرف مقابل باشد. البته بهترین رویکرد شاید این باشد که از ابتدا در یک محل بی‌طرف جلسه مذاکره را برگزار کنید.
تشخیص دهید که تصمیم نهایی به عهده‌ چه کسی است
قبل از شروع مذاکره، بررسی کنید که از میان افراد گروه مقابل، قدرت واقعی تصمیم‌گیری در دست چه کسی است. لزوماً عامل تصمیم گیرنده بالا ترین مقام گروه نیست. تنها با کسانی مذاکره کنید که بر سر موضوعات دستور جلسه قدرت تصمیم گیری دارند و در قبال اجرای تصمیمات، از قدرت لازم برای اجرا برخوردارند.
فرآینده مذاکره را به تنهائی به عهده نگیرید
حتماً شما هم در فیلم‌ها دیده‌اید که یک نفر جلسات مذاکره را در اختیار می‌گیرد و در نهایت با استفاده از نکته سنجی و ترفند، با موفقیت از جلسه خارج می‌شود. معجزه ای در کار نیست! لطفاً هرگز چنین کاری نکنید! روشی که بتوان به تنهائی و با سرعت، بهترین راه‌حل‌ها را برای شما کسب کند وجود خارجی ندارد. استفاده از عقل جمعی بهترین شیوه موفقیت در مذاکرات است. حتی اگر مجبور شُدید از حربه ترفند استفاده کنید، سعی کنید خیلی کم از آن استفاده کنید و شعور طرف مقابل را دست کم نگیرید.
روی نقاط مشترک تکیه کنید
در مذاکرات زمانی که پیشنهادی را شنیدید، وقت زیادی را روی بحث و جدل بر روی دیدگاه خود تلف نکنید. سعی کنید بفهیمد طرف مقابل چرا چنین پیشنهادی را داده و چه چیزی در آن پیشنهاد مورد علاقه او است. برای رسیدن به این هدف بهترین ابزار پرسیدن سوالات مرتبط و استفاده از اطلاعاتی است که در حین آماده‌سازی برای مذاکره کسب کرده‌اید. گاهی اوقات بهتر است در مسائلی که برای شما زیاد مهم نیست، امّا برای طرف مقابل مهم است، توافق کنید تا روابط موثرتری ایجاد شود.
به زبان بدن‌ توجه کنید
ارتباطات غیرکلامی یکی از بزرگترین بخش‌های فرآیند برقراری ارتباط است. مغز ما قادر است زبان بدن، زیر و بم صدا، ژست‌ها و دیگر علائم غیرکلامی را تشخیص دهد و از این طریق به راز درون دیگران دست پیدا کند. پس بهتر است به زبان بدن طرف مقابل‌ توجه کنید و مواظب زبان بدن خود هم باشید. اگر بدانید چطور این علائم را بخوانید و خودتان چطور حالت و ژست درستی بگیرید که متقاعدکننده‌تر باشد، حتماً موثر خواهد بود.
در بن بست گیر نکنید
در هر مذاکره‌ای ممکن است یک یا چند بار بن‌بست رخ ‌دهد. از آن نترسید و زمانی که به بن‌بست رسیدید، خود یا دیگران را سرزنش نکنید. فوری درخواست کنید مسئله بعدی که در دستور جلسه پیش بینی شده، مطرح شود و مسئله ای که موجب به بن بست کشیده شدن جلسه است را در مراحل بعدی رسیدگی کنید. مطمئن باشید بار بعدی که به این مسئله رسیدگی می کنید، مشکل خیلی کوچک تر و قابل حل تر خواهد بود.
به سرعت جواب مثبت یا منفی ندهید
وقتی به نقطه‌ی نهایی مذاکره یعنی توافق رسیدید، بدانید که پایان مذاکره نیست. درخواست کنید نتیجه مذاکره مکتوب شود، سپس توافق نامه را به دقت مطالعه کنید. به ضمانت‌های اجرایی توافق نامه توجه کنید. از یک کارشناس حقوقی بخواهید محتوی توافق نامه و نکات قانونی آن را بررسی و تائید کند. پس از تغییرات لازم و قبل از امضاء یکبار دیگر توافق نامه را به دقت مطالعه کنید.
شنیدن کی بود مانند گوش کردن
شنیدن معادل Hearing در زبان انگلیسی، یک عمل فیزیکی است. زمانی که امواج صوتی به پرده گوش ما می رسد، اگر ایرادی در سیستم شنوائی وجود نداشته باشد آن صدا را می شنویم. مانند صدای افراد، گریه بچه، صدای باد، بوق اتومبیل و . . .
گوش دادن یا Listening ، زمانی اتفاق می افتد که ما به آنچه که می شنویم توجه می کنیم تا بتوانیم از درون آن معنایی بدست آوریم. مانند وقتی که گریه بچه را می شنویم و متوجه می شویم که او گرسنه است و برای رفع گرسنگی اقدامی انجام می دهیم. پس شنیدن با گوش دادن متفاوت است. در واقع شنیدن یک عمل فیزیکی و گوش دادن یک عمل کیفی و یک فرآیند ذهنی است. مثلاً وقتی به کسی گفته می شود «آیا حرف مرا شنیدی؟» سوال کننده نمی خواهد توان شنوائی مخاطب را بسنجد چون مطمئن است که طرف مقابل قدرت شنوائی دارد، زیرا اگر فکر می کرد نمی شنود از او سوال نمی کرد. در واقع می خواهد بداند و تاکید کند که آیا به حرف او توجه شده یا نه.
براساس این تفاوت کیفی، شنیدن در چهار گروه، دسته بندی می شود. این تقسیم بندی به ما کمک می کند تا متوجه شویم شنونده ما در چه سطحی است، در عین حال وضعیت فردی خود را در رابطه با شنیدن حرف دیگران تشخیص می دهیم.
1- ناشنونده: ناشنونده با ناشنوا فرق می کند. ناشنونده کسی است که بقدری در افکار عوالم و باورهای خود غرق است که آنچه به عنوان امواج صوتی به گوشش می رسد را نمی شنود و نسبت به آن عکس العملی ندارد. مانند زمانی که پدر و مادر یک نصیحت تکراری را در گوش فرزندانشان برای چندمین بار بازگو می کنند.
2- شنونده منفعل: فردی است که اصوات به گوشش می رسد، ولی به دقت گوش نمی کند و اگر از او در مورد موضوع صحبت سوال شود، نمی تواند پاسخ دقیقی بدهد، چون با کلام ارتباط برقرار نکرده. فیلمی از یک مجلس سخنرانی وجود دارد که وقتی ناطق در صحبت خود می گوید محبت، بعضی از شنوندگان صلوات می فرستادند، زیرا کلمه محبت را محمد می شنوند و منفعلانه عکس العمل نشان می دهند.
3-شنونده: فرد شنونده حرف ها را می شنود، ولی صرفاً نکات بدیهی را متوجه می شود و طنزها و کنایه ها و ریزه کاری ها و لطافت کلام را درک نمی کند. در واقع شنونده مانند کسی است که مقداری گندم حمل می کند ولی در بین راه بخشی از آن را می ریزد و از بین می برد. مثلاً درکلاس های خصوصی ادبیات، با وجودی که همه با میل و رغبت آمده اند و با دقت به مباحث گوش می کنند، زمانی که مدرس یک ظرافت کلامی یا تلمیح در کلام خود به کار می برد، فقط بعضی ها متوجه می شوند و عکس العمل نشان می دهند. در صورتی که بقیه با مدتی تاخیر برای اینکه از قافله عقب نیفتند، عکس العمل نشان می دهند، مثلاً شروع به خندیدن می کنند.
4- شنونده فعال: شنونده فعال کسی است که به دقت به حرف گوش می کند و وارد جزئیات می شود. کلمه به کلمه و جمله به جمله مطلب را درک می کند. به قول معروف حرف را با گوش جان می شنود. شنونده فعال به ظرافت های ظاهری و عمیق کلام دقت می کند و آنها را درک می نماید و یک ارتباط قوی و کامل بین خود و گوینده بر قرار می کند.
بعضی از افراد این سوال را مطرح می کنند که« گوش دادن به چه دردی می خورد ؟» پاسخ شاید این باشد که به درد زندگی کردن! ما تا لحظه ای که نتوانیم حرف های یکدیگر را متوجه شویم، نخواهیم توانست با یکدیگر رابطه برقرار کنیم. مثلاً توجه کردن به حرف های استاد و معلم باعث می شود که خوب بیاموزیم. گوش دادن عمیق به همسر یا دوستان صمیمی، باعث همدلی و همراهی و درک متقابل می شود. توجه کردن به حرف های کارفرمایان و همکاران موجب می شود ارزیابی دقیق از حرف های آنها بدست آوریم و بتوانیم عکس العمل مناسب و سریع از خود نشان دهیم. متاسفانه در بعضی از موارد گوش ندادن دقیق و عمیق می تواند فاجعه ای در روابط افراد بوجود آورد. هستند کسانی که وقتی به دقت به حرف طرف مقابل گوش نکرده اند، شغل و کار خود را از دست داده اند و یا روابط دوستانه و خانوادگی شان نابود شده. جنگ ها و درگیری ها، معمولاً از یک فهم غلط آغاز می شود، که ریشه در گوش ندادن دقیق به حرف های طرفین دارد.
حالا که شنیدن فعال تا این اندازه با اهمیت است برای تقویت کیفیت شنیدن خود چه کار می توانیم انجام دهیم. اول باید قبول کنیم گوش دادن، بیش از هرچیز به شخصیت و تربیت ما بستگی دارد. به همین دلیل بسیاری از افراد فطرتاً شنونده خوبی هستند. اگر به یکی از مصاحبه های تصویری بیل گیتس نگاه کنید، می بینید او با چه دقتی به حرف مجری گوش می کند و پاسخ هایش را فقط در جهت موضوع بحث، مطرح می کند نه آنچه که برای خودش جالب است. اگر این مهارت را به صورت اکتسابی ندارید باید سعی کنید ایراد خود را بر طرف کنید. در سخنرانی ها شرکت کنید و پس از پایان جلسه، موضوعات مطرح شده را بر روی کاغذ بیاورید، سپس نوشته را با نوار سخنرانی مقایسه کنید. این تمرین خوبی برای افزایش کیفیت شنیدن است. عوامل بسیاری نیز در کیفیت شنیدن موثر است که به دو دسته فیزیکی و حسی تقسیم می شوند. عواملی مانند سر و صدا و شلوغی، دور بودن فاصله گوینده و شنونده، جذاب نبودن سخن، متمرکز نبودن شنونده، سنگین بودن مفاهیم بحث، کسالت آور بودن لحن گوینده، مناسب نبودن محل گفتگو از نظر نور، وسایل تقویت صدا، گرما و سرما، بیمار یا گرسنه بودن و بسیاری دلایل دیگر در سطح تماس شما با عمق کلام موثر است. بهتر است شرایط مناسب برای شنیدن فعال را از قبل فراهم کنید. این روزها متاسفانه وسایلی مانند موبایل و تبلت و انواع برنامه های الکترونیکی، تقریباً امکان یک گفت و شنود را که منجر به شنیدن فعال بشود از بیـن برده اند. هر یک از افــراد باید در جهت کسب کیفیت گوش دادن، دیسیپلین های لازم را برای خود و محیط اطراف به وجود آورد. مثلاً در زمان گفتگو و جلسات موبایل خود را از دسترس خارج کنید.

گریزان از شهرت و پول
در اواخر قرن بیستم یک بحث علمی در بین ریاضی دانان جهان در گرفت که دیگر مسئله جدیدی در ریاضیات برای حل کردن باقی نمانده. در سپتامبر سال 1998 یک خانواده ثروتمند به نام کلی(klay) بنیادی خانوادگی و بشر دوستانه با گرایش ریاضی را در ایالت نیوهمپشایر آمریکا پایه گذاری کرد. این بنیاد اعلام نمود “مرزهای ریاضیات هنوز باز و این علم هنوز پر از مسائل حل نشده است.” سپس در جهت اثبات ادعای خود، در سال۲۰۰۰ یعنی در آستانه قرن 21، لیست هفت مسئله ریاضی را تحت عنوان “مسائل ملانیوم” منتشر کرد و اعلام نمود، هرکس موفق بشود هرکدام از این مسائل را حل کند، مبلغ یک میلیون دلار جایزه خواهد گرفت. شش مورد از این مسائل هنوز حل نشده باقی مانده اند ولی یکی از آنها که «حدس پوانکاره» نام دارد، بالاخره در سال 2010 توسط گریگوری پرلمان حل شد. اين حدس نخستين بار در سال۱٩٠۴ توسط رياضيدان فرانسوي ژول هانري پوانكاره، مطرح گرديد و هدف آن فهم شكل عالم به كمك اشكال، فضاها و سطوح بهم پيوسته است. حدس پوانکاره ادعا می‌کرد که همیشه راهی برای تبدیل هر جسم ۳ بعدی به کُره، بدون بریدن و یا چسباندن قسمتی از آن وجود دارد. اثبات این حدس که حالا دیگر به “قضیه” تبدیل شده، بسیار دشوار بود و حدود یک قرن ذهن بسیاری از ریاضیدانان را به خود مشغول کرد.
گریگوری پرلمان ریاضیدان روس که در ژوئن سال ۱۹۶۶ در سن پترزبورگ به دنیا آمده و از دوران نوجوانی به عنوان نابغه ریاضی شناخته شده، در یک خانواده دانشمند پرورش یافت. استعداد ریاضی او در ده سالگی بارز شد و مادرش او را در کلاس های ریاضی بعد از مدرسه، ثبت نام نمود و برای پرورش او تحصیلات عالی خود در رشته ریاضی را رها کرد. پرلمان در سال ۱۹۸۲ به عنوان یکی از اعضای تیم اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی در المپیاد جهانی ریاضی، مدال طلا دریافت کرد. به همین دلیل مدرسه ریاضی و مکانیک دانشگاه دولتی سن پترزبورگ، او را بدون امتحان ورودی پذیرفت. وی پس از دریافت PHD با توصیه نامه محکم استادانش، توانست در دانشگاه‌های آمریکا بورس پژوهشی دریافت کند. ابتدا به دانشگاه نیویورک و دانشگاه استونی بروک دعوت شد، سپس به دانشگاه برکلی رفت. دانشگاه‌های برتر آمریکا چون دانشگاه پرینستون و دانشگاه استنفورد نیز به او پیشنهاد کار دادند ولی پرلمان همه را رد کرد و در تابستان ۱۹۹۵ برای کار پژوهشی به مؤسسه استلکوف، سن پیترز بورگ برگشت.
بالاخره پرلمان توانست در سال ۲۰۰۲ مسئله حدس پوانکاره را حل کند. مجلات معتبر علمی برای بررسی و چاپ مقالات نوبت های بسیار طولانی دارند. او راه حل را بر روی سایت arXiv.org که برای انتشار سریع نتایج علمی درست شده، قرار داد. طبق قوانین خاص بنیاد کلی، راه حل ها باید ابتدا در مجلات سرشناس ریاضی چاپ شوند تا وزن علمی آن سنجیده شود و انتشار آن بر روی اینترنت نوعی نقض قوانین کلی محسوب می شود. بالاخره در ۲۲ دسامبر سال ۲۰۰۶، نوبت به چاپ مقاله پرلمان در مجله علمی ساینس رسید. مجله این راه حل را به عنوان تحول علمی سال به رسمیت شناخت. ولادیمیر گوبایلوفسکی ریاضی دان روس اعلام کرد، این اثبات به خودی خود چندان مهم نیست، چون هیچ یک از ریاضی‌دانان شک نداشتند که حدس پوانکاره درست است. اما روشی که توسط پرلمان برای حل این مساله مورد استفاده قرار گرفت، بسیار سازنده است و مطمئناً به عنوان پایه‌ای برای توسعه بخش‌های جدیدی از علم بزرگ ریاضی، به کار خواهد رفت.
بالاخره در سال ۲۰۱۰ موسسه کلی که جایزه یک میلیون دلاری را برای حل مسائل هزاره تعیین کرده بود، اعلام نمود مقاله پرلمان، معیارهای لازم برای دریافت نخستین جایزه هزاره کلی را دارد و او برنده یک میلیون دلار است. قصه به همین جا ختم نشد، پرلمان که در سال ۲۰۰۶ از پذیرفتن مدال فیلدز،که بالاترین جایزه علوم ریاضی و معادل جایزه نوبل در ریاضیات است، خودداری کرده بود، این بار هم جایزه یک میلیون دلاری موسسه کلی را نپذیرفت. حتی زمانی که آقای جان بال، رئیس مرکز جهانی ریاضیدانان، شخصاً از پرلمان خواست تا جایزه را قبول کند، پرلمان به او پاسخ داد که با قبول جایزه، احساس تک‌افتادگی خواهد کرد، او تصمیم هیئت داوران جایزه را غیرمنصفانه دانست و گفت مشارکت او در حل فرضیه پوانکاره، از ریچارد همیلتن که ریاضی دان دیگری است که بر روی این مسئله کار می کرد، بیشتر نبوده، در نتیجه جایزه را نپذیرفت.
چندی پیش آقای پرلمان به یک خبرنگار بریتانیایی درباره علت رد جایزه موسسه کلی چنین پاسخ داد «من همه آن چه را که می خواهم، در اختیار دارم و نمی خواهم مانند یک حیوان در باغ وحش به نمایش گذاشته شوم. من قهرمان ریاضیات نیستم، حتی آن قدر هم موفق نیستم و نمی خواهم نگاه همه را بسوی خود جلب کنم.» پرلمان در حال حاضر از راه تدريس، حقوق اندکی دريافت می کند و هنوز هم با مادرش در آپارتمان كوچكی در سن پترزبورگ و با حق بازنشستگي ماهيانه ۵۷ دلار مادرش زندگي مي كند.
چندی پیش ، وقتی خبرنگاران نشریه The Daily Mail برای گرفتن مصاحبه به نزد او رفتند، پرلمان آنها را به خانه دعوت نکرد و از همان پشت در توضیح داد که «او همه چیز دارد و به یک میلیون دلار نیازی ندارد.»
021 8821 17 50
تهران - یوسف آباد
خیابان سید جمالدین اسد آبادی
انتهای خیابان 66 - پلاک 38
©2019 KWC Iran Co., All Right Reserved