Back To Top
پروژه ها
شماره 113 شهریور ماه 1396
دوستی خاله خرسه (سرمقاله)

همه ما قصه دوستی خاله خرسه را شنیده ایم. داستان مردی که با یک خرس دوست می شود و هنگامی که در خواب است، خرس برای پراندن مگس‌های روی صورتش، تخته سنگی را به سر دوستش می کوبد و مرد در اثر اصابت سنگ می‌میرد. این قصه که در مثنوی مولوی هم آمده، می خواهد بگوید بعضی وقت ها دوستان می توانند از سر ناآگاهی به ما آسیب های غیر قابل جبران وارد کنند، در حالی که نیت و قصد آنها خیر است!
در سال 1358 به منظور اتصال شرق و غرب دریاچه ارومیه، با عجله کلنگ یک پروژه جاده سازی به زمین زده شد. این طرح می توانست 135 کیلومتر از فاصله دو شهر تبریز و ارومیه بکاهد و باعث کاهش مصرف سوخت، کاهش آلاینده‌های زیست‌محیطی، ارتقای سطح ایمنی تردد، کاهش تصادفات، رونق اقتصادی منطقه و رونق گردشگری شود. با این مزایا کسی نمی توانست در خیر خواهی پایه گذاران این طرح، حتی لحظه ای شک کند. مجریان طرح با شعار “ما می توانیم” کار را بدون حضور مشاور و ناظر شروع کردند. توجیه‌شان هم این بود که ما آنقدر برای خدمت به مردم عجله داریم که نمی خواهیم با اینجور کاغذ بازی ها وقت تلف کنیم. 18 کیلومتر از جاده باید از عرض دریاچه ارومیه می گذشت. چنین کار حساسی نیاز به مطالعات مقدماتی فراوان و جمع آوری اطلاعات متنوع داشت. متاسفانه بدلیل عدم حضور مهندسین مشاور، شرایط زیست محیطی منطقه ناشناخته ماند و هرچه خاک و سنگ درون دریاچه ریختند، در گل و لای قسمت میانی ناپدید شد. حتی یک شرکت ایتالیائی ماشین خاصی طراحی کرد که سنگ ها را دانه دانه در کف دریاچه می چید، این طرح هم شکست خورد چون هرچه می چیدند در مدت کوتاهی ناپدید می شد. بالاخره بعد از ده سال مجریان از خاکریزی و سنگچینی در قسمت میانی ناامید شدند و قرار شد فاصله دو خاکریز را که حدود 1800 متر بود، با پل فلزی کابلی به هم وصل کنند. این بار هم به دلیل عدم آگاهی از شرایط آب و هوای منطقه، پل معلق 4 ماه بعد از افتتاح، با وقوع اولین توفان نسبتاً شدید، در هم شکسته شد. چنین بود که ساختن این جاده بیش از سی سال طول کشید. البته در پایان کار، مشکلات دیگری هم پدیدار شد. جاده میانگذر ارتباط هیدرولیکی بخش‌های شمالی و جنوبی را مختل نمود و رسوب‌گذاری طبیعی دریاچه را از بین برد و اکوسیستم دریاچه را برهم زد. در نتیجه تکثیر آرتمیا که یک نوع میگوی اختصاصی دریاچه ارومیه است، به شدت مختل شد. حتی بعضی از متخصصین معتقدند، این پروژه باعث سرعت گرفتن نابودی دریاچه ارومیه شده و طرحی برای تخریب آن نیز تهیه شد. آیا بهتر نبود از همان ابتدا، کار بر اساس قوانین و پروتکل های سازمان برنامه و تحت نظارت مشاور و ناظر ایرانی یا خارجی آغاز می شد و از مجرای علمی خارج نمی گردید؟
در دی ماه سال 1395 ساختمان پلاسکو بعد از چندین ساعت سوختن فرو ریخت و جان بیش از بیست نفر را گرفت. 560 واحد تجاری نابود شد و 4000 نفر محل کسب و کار خود را از دست دادند و حدود 2 هزار میلیارد تومان خسارات مالی مستقیم وارد گردید. معاون برنامه‌ریزی شهرداری اعلام کرد: “در سال 1382، مالک پلاسکو به دلیل مشکلات ایمنی، درخواست نوسازی ساختمان را کرده بود.” رئيس کميته عمران شوراي شهر هم گفت: “ آتشنشانی تمام اشکالات این ساختمان را به دفعات، به مالک ساختمان و هيات مديره و به هر کسي که دستش رسيد، اطلاع داده بود.” خانم پروانه مافی نماینده مردم تهران در مجلس نیز، خاطر نشان کرد:” افرادی که دراین ساختمان فعالیت داشتند، بارها به مسئولان شهری گزارش داده بودند که ساختمان درحال ریزش است.” در واقع آتش نشانی، شهرداری، شورای شهر، مجلس و دولت، از شرایط نامناسب و خطرناک پلاسکو مطلع بودند، پس چه شد که هیچ اقدامی انجام نگرفت؟ در همان زمان متن سخنرانی شهردار تهران در شورای شهر که مربوط به دو سال قبل از حادثه بود انتشار پیدا کرد، در این سخنرانی شهردار گفت: “اگر ما اماکنی که شرایط ایمنی را رعایت نمی کنند، پلمب کنیم، در این وضع بیکاری و نبودن اشتغال، کاسب ها را بدبخت‌کرده ایم.” البته نگران معاش و کسب و کار مردم بودن یک کار انسان دوستانه است، به شرط اینکه جان و مال همان مردم به خطر نیفتد. آیا بهتر نبود پاساژ پلاسکو بر اساس قوانین و مقررات در وقت مناسب تعطیل می شد، تا چنین حادثه ای اتفاق نیفتد؟
مقوله آب کشور پر است از اهداف خیرخواهانه که چون با عجله و بدون کارشناسی مناسب انجام شده، نتایج بدی به دنبال داشته. شاید بتوان گفت شرایط فعلی آب کشور آینه تمام نمایی از همین نیت های خیر خواهانه و غیر کارشناسانه است. ظرف مدت 35 سال گذشته تعداد سدهای مخزنی کشور از 18 سد به320 رسیده. این تعداد سد می‌توانست دست آورد بزرگی برای تامین آب و برق کشور باشد، به شراط اینکه باعث تبخیر 10 میلیارد مترمکعب آب مخازن سدها نمی شد و تعداد زیادی دریاچه و تالاب و باتلاق را خشک نمی کرد. حفر400 هزار چاه مجاز و سهل انگاری در ممانعت از حفر450 هزار چاه غیر مجاز، کار مفیدی برای کشاورزان بود، به شرط اینکه سفره های آب زیر زمینی نابود نمی شد. هدف خودکفائی در تولید گندم یک عمل قهرمانانه و ملی است، به شرط اینکه باعث خالی شدن نود درصد آب های زیر زمینی نشود. دو برابر کردن ظرفیت سد گتوند، با یک تغییر جانمائی را می شود در ژورنال های مهندسی و سد سازی، به رخ جهانیان کشید، به شرط اینکه یک معدن نمک در مخزن جدید سر بر نمی آورد. تمام این کارها و بسیار مدیریت های کوچک و بزرگ دیگر، از طرف کسانی انجام شد که در حد ملی اهداف خیر داشتند، ولی چون با نگاه توسعه پایدار و رعایت اصول فنی، مهندسی، زیست محیطی و جامعه شناسی، کارها را انجام ندادند، شرایط آب چنین شد که می بینیم. به نظر می‌رسد تن رنجور آب کشور، دیگر تحمل چنین سوء مدیریت هائی را نداشته باشد.
شکست خودکفائی کشاورزی در عربستان

عربستان جزء خشک ترین کشورهای دنیا محسوب می‌شود. بیش از ۷۵ درصد از وسعت خاک آن را بیابان های خشک و بی آب و علف پوشانده و بزرگترین کشوری است که در آن هیچ رودخانه، دریاچه یا تالابی وجود ندارد. میانگین سالانه بارندگی فقط 100 میلیمتر و کمتر از یک هشتم میانگین جهانی است. نزدیک به نیمی از این بارش هم به دلیل گرمای هوا تبخیر می شود.
با وجودی که وسعت عربستان 600 هزار کیلومتر مربع بزرگتر از ایران و جمعیتش یک سوم جمعیت ما است، ولی این کشور به قدری خشک است که حجم آب تجدید پذیرآن یک بیستم ایران می‌باشد. سازمان ملل کشورهایی را که سرانه آب تجدید پذیر آنها کمتر از ۱۰۰۰ متر مکعب است. کشورهائی با کمبود شدید آب تعریف می کند. در واقع عربستان با سرانه 700 متر مکعب، از کمبود بسیار شدید آب رنج می برد. در این شرایط باور پذیر نیست اگر گفته شود، این کشور در سال‌های گذشته می خواسته در کشاورزی خودکفا شود و حتی در یک مقطع زمانی، تا حدودی هم موفق شده. به راستی در کشوری که قرن ها مجبور بود برای دستیابی به آب شرب، فقط به چاه‌ها اکتفا کند، چه اتفاقی افتاد که ناگهان در کشاورزی خودکفا شد؟
با بالا رفتن قیمت جهانی نفت در سال های 1970، عربستان تصمیم گرفت رفاه جامعه در جهت تامین مواد غذائی، آب آشامیدنی و بهداشت را فراهم کند و به قول امروزی ها پول نفت را سر سفره مردم ببرد. با این طرز فکر ابتدا به مخازن فسیلی آب که در طول میلیون‌ها سال، در اعماق زمین ذخیره شده بود حمله کرد. حجم این منابع تا قبل از آغاز برداشت 500 کیلومتر مکعب ارزیابی شده بود. با برداشت لجام گسیخته آب از منابع زیر زمینی،کشاورزی در این سرزمین لم یزرع رشد پیدا کرد و برنامه خودکفایی تا حدودی تحقق یافت و ظرف مدت کوتاهی، به یاری آب های زیر زمینی و پول نفت، عربستان به یکی از تولیدکنندگان عمده گندم و خوراک دام تبدیل شد. این کشور برای تولید هر تن گندم به طور متوسط 1000 تن آب مصرف می کرد، در حالی که متوسط جهانی نصف این مقدار بود. دلیل اضافه مصرف، علاوه بر شیوه های قدیمی کشاورزی، میزان بالای تبخیر در اثر گرمای هوا بود. به این شکل بود که ظرف 13 سال اکثر آب هاي موجود در سفره هاي زيرزميني مصرف شد. البته حدود 80 درصد از آن، صرف کشاورزی و اکثر آن صرف تولید گندم گردید.
مسئولین عربستان کم کم متوجه شدند که با این حجم از برداشت، به زودی دچار مشکل کم آبی خواهند شد. به خصوص که بر اساس آمارهای بانک جهانی، در۱۰ سال اخیر به صورت میانگین 5/5 درصد رشد تولید ناخالص و 5/2 درصد رشد جمعیت داشته‌اند، در نتیجه حجم آب مصرف شده بالا رفته. این بار هم به اتکا دلار های نفتی، راهکار شیرین‌سازی آب دریا را در پیش گرفتند و به سرعت نمک زدائی آب دریا را جایگزین سایر منابع آبی کردند و تا حدی بر مشکل کمبود آب غلبه نمودند.
این کشور تا سال ۱۹۶۴ فاقد آب شیرین کن بود. ولی در پنجاه سال گذشته با تأسیس تعداد زیادی آب شیرین‌کن‌های کوچک و بزرگ، ظرفیت شیرین‌سازی آب خود را به بیش از 18 میلیون متر مکعب در روز رساند و مقام بالاترین ظرفیت شیرین‌سازی آب در دنیا را به خود اختصاص داد. این کشور در حال حاضر حدود ٧٠ درصد نیاز خود را از طریق شیرین‌کردن آب دریا تأمین می‌کند.
عربستان به دلیل برخوردار بودن از انرژی ارزان و متصل بودن به خلیج فارس و دریای سرخ، آب شیرین کن های خود را در تمام سواحل این دو دریا گسترش داده و آب استحصال شده را به وسیله لوله به مراکز مصرف منتقل می کند. مثلاً هم اکنون آب شهر ریاض که پایتخت عربستان است، از طریق آب شیرین کن هائی که در خلیج فارس نصب شده تأمین و به وسیله خط لوله ای به طول ۴۶۷ کیلومتر به ریاض منتقل می شود. اخیراً عربستان اقدام به نصب و راه اندازی بزرگترین سایت آب شیرین کن دنیا کرده که در منطقه رأس الخیر خلیج فارس و روبروی بندر کنگان ایران واقع شده. این سایت روزانه1 میلیون متر مکعب آب آشامیدنی تهیه و2400 مگاوات برق مصرف می کند. این حجم از آب برای تأمین آب شرب ۵ میلیون نفر کفایت می‌کند.
این پایان ماجرا نیست. در سال های اخیر برنامه‌های تامین آب عربستان دچار اختلال زیادی شده. از یک طرف ذخایر آب کاهش چشمگیر پیدا کرده، از طرف دیگر نیاز روز افزون به نمک زدایی از آب دریاها هزینه بالائی را روی دست دولت گذاشته و مشکلات زیست محیطی بسیار جدی را به وجود آورده. حالا نه تنها عربستان دیگر آبی برای بلندپروازی هائی مانند خودکفایی در کشاورزی ندارد، حتی در فراهم کردن آب شرب مورد نیاز شهروندان نیز دچار مشکل شده. در سال های گذشته اختصاص یارانه سنگین برای قبوض آب، باعث شد مردم به پرداخت ارزان آب بها و مصرف بی رویه آب عادت کنند و همین موضوع عربستان را به یکی از پرمصرفترین کشورهای جهان تبدیل کرد. به طور متوسط هر شهروند عربستان روزانه 350 لیتر آب مصرف میکند که تقریباً دو برابر مصرف اهالی اروپا است. این نرخ مصرف در شهرهایی مانند ریاض و جده به ازای هر شهروند، به حدود 500 لیتر در روز می رسد. مسئله دیگر این است که شیرین کردن این حجم از آب، احتیاج به روزانه 5/1 میلیون بشکه نفت دارد. قیمت این مقدار نفت بیش از 27 میلیارد دلار در سال است و اگر هزینه تبدیل نفت به برق و هزینه های شیرین سازی آب را به این رقم اضافه کنیم، سر به 40 میلیارد دلار در سال می زند. این شرایط، فشار زیادی بر سیاست گذاران عربستان وارد کرده و آنها را وادار نموده تا روش مدیریت منابع آبی را تغییر دهند. در سال 2008 میلادی، دولت عربستان تصمیم گرفت برای صرفه جوئی در مصرف آب، خرید گندم از کشاورزان داخلی را تا حد 5/12 درصد کاهش دهد و قرار شد تا سال2016 میلادی خرید گندم از کشاورزان داخلی به کلی متوقف شود و کلیه گندم مورد نیاز از منابع خارجی وارد شود. در همان سال طرحی ارائه شد تا سرمایه گذاران عربستان برای تامین امنیت غذایی کشور، به سرمایه گذاری در کشور هایی که منابع غنی آب و کشاورزی دارند تشویق شوند. البته به دلیل اینکه سیاست متوقف کردن تولید گندم به خوبی طراحی و اجرا نشد، کاهش خرید گندم موجب شد تا کشاورزان داخلی، به سوی کشت یونجه روی آورند، محصولی که به آب بیشتری نیاز دارد. برای حل این مشکل دولت عربستان در سال 2015 میلادی، کشت یونجه را به مدت سه سال متوقف کرد. در همین راستا دولت عربستان تصمیم گرفته به تدریج سوبسیدهای آب را حذف کند.
هنوز در کشور ما مدیرانی هستند که بر ایده خودکفائی کشاورزی در یک سرزمین خشک و کم آب، پافشاری می کنند. باشد که سیاست های رویایی عربستان برای دست پیدا کردن به خود کفائی کشاورزی و مشکلاتی که برایشان ایجاد شد و راه های برون رفت از این معضل چراغ راهی برای مسئولان ایرانی باشد.

گفتگو با آقای دکتر اسمعیل صلاحی درباره آلودگی آب

آقای دکتر اسمعیل صلاحی، در سال1373، درجه کارشناسی خود را در رشته مهندسی مواد- سرامیک از دانشگاه علم و صنعت ایران و کارشناسی ارشد را در سال 1375 در همین رشته از پژوهشگاه مواد و انرژی دریافت کردند. ایشان در سال 1381 موفق به کسب دکترای مهندسی مواد از همین پژوهشگاه شده و اکنون نیز با عنوان استاد و عضو هیات علمی، در پژوهشگاه مواد و انرژی مشغول به فعالیت هستند. از ایشان تاكنون 9 عنوان کتاب در زمینه تخصصی مهندسی مواد به چاپ رسیده است. ایشان کارشناس رسمی دادگستری و کارشناس اداره استاندارد در حوزه مواد هستند.

در این شماره با دکتر صلاحی گفتگوئی کرده ایم، تا با موضوع آلودگی آب‌ها و شیوه های بازیافت آن آشنا شویم.‌
چرا آلوده نکردن آب از اهمیت زیادی برخوردار است؟
با توجه به شرایط اقلیمی کشور ما، بحث آب و انرژی یکی از مهمترین مباحث موجود است. بحث آب به قدری جدی و حیاتی است که هر متخصص، از هر زاویه ای که به آن نگاه کند و مسائل آن را بشکافد، باز هم جا دارد و به قول معروف از هر زبان که می‌شنوی نامکرر است. جای تاسف است که این بحث در اجتماع و محیط های تخصصی و دانشگاهی مورد توجه ویژه نبوده است. البته در چند سال گذشته کمی به مباحث مختلف آب اهمیت داده شده، ولی در این مدت کوتاه نمی شود انتظار معجزه داشت. البته از هرکجا جلوی این ضرر گرفته شود به نفع کشور است. مسایل آب به برنامه ریزی های دقیق و عمیق تری نیاز دارد و مباحث آن باید حتماً تحت عنوان توسعه پایدار دیده شود. اگر به هر دلیلی منابع و ذخایر آب کشور از بین برود یا آلوده شود، به طور قطع طبق روش توسعه پایدار نخواهد بود و نقض غرض محسوب می شود. حالا اگر ما به خاطر رفاه مردم یا خودکفائی کشاورزی و یا پیشرفت صنعتی، بخواهیم محیط زیست و منابع آبی را فدا کنیم، نام این کار دیگر توسعه پایدار نخواهد بود. در این میان، آلودگی آب از مباحثی است که هم محجور مانده و هم نسبت به آن بی‌توجهی شده و در مدیریت آب کشور آن را زیاد جدی نگرفته اند. فقط برای اینکه اندکی با اهمیت آلودگی آب آشنا بشوید، باید بدانید یک لیتر آب آلوده می تواند 7 لیتر آب پاک را آلوده کند. بیشتر مردم و حتی بعضی از مسئولان فکر می کنند تنها صنعت است که بزرگترین عامل آلودگی آب محسوب می شود. البته چون هیچ صنعتی نیست که از آب استفاده نکند، در نتیجه یک رابطه مستقیم بین صنعتی شدن کشور و مصرف آب و در نتیجه آلوده شدن آب وجود دارد. طبق آمار بین المللی متوسط مصرف آب صنعتی در دنیا حدود 6 درصد است، درحالی که در کشور ما در خوشبینانه ترین شرایط فقط 2 درصد از منابع آبی، صرف مصارف صنعتی می شود که به نظر می آید آلودگی زیادی تولید نمی کند. ولی حقیقت این است که آلودگی آب هم در بخش خانگی و هم در بخش کشاورزی، به شکل وسیعی وجود دارد و مقدار زیادی از آب اندک کشور، در اثر آلوده شدن از بین می رود. در واقع اگر ما به شیوه های علمی از آلوده شدن آب جلوگیری کنیم و اجازه ندهیم آن مقدار آبی که به صورت اجتناب ناپذیر آلوده می شود، با آب پاک مخلوط شود و هم زمان، آب های آلوده را هم در حد امکان، بازیافت کنیم، کمک بزرگی به منابع آب کشور کرده ایم.
چه عواملی موجب آلودگی آب می شود؟
بهتر است اول آلودگی آب را تعریف کنیم تا بتوانیم عوامل آلاینده را بهتر شناسائی نمائیم. آلودگی آب عبارت است از افزايش مقدار عوامل شيميايي، فيزيکي يا بيولوژيکي تا حدی که موجب تغيير خواص و کاربرد آب بشود. انواع فعالیت‌های انسانی می تواند موجب آلودگی آب در سطح زمین و در زیرزمین بشود. آب به روش‌های مختلفی آلوده می شود. اول از طریق مواد مغذی، بعضی از فاضلاب‌ها، کودها و هرزآب‌ها، دارای مقدار زیادی مواد مغذی هستند. این مواد موجب رشد بی‌رویه جلبک‌ها و علف‌های هرز درون آبها شده، آب را غیرقابل آشامیدن می کند. از طرفی همین جلبک‌ها اکثر اکسیژن داخل آب را مصرف می‌کنند، در نتیجه موجودات زنده داخل آب بر اثر کمبود اکسیژن می‌میرند. زمانی که موجودات هوازی نابود شدند، موجودات غیرهوازی در آب رشد می‌کنند. این موجودات، سمومی مانند آمونیاک و سولفید تولید می کنند. یکی دیگر از عوامل آلودگی آب به وسیله عوامل میکروبی مانند ویروس‌ها و باکتری‌ها است که معمولاً از فاضلاب ها وارد آب می‌شوند و موجب بیماری افرادی که از آن آب‌ها می‌نوشند و از بین رفتن ماهیان و دیگر آبزیان می‌شود. یکی دیگر از آلاینده های آب، مواد معلق و ذرات کوچک هستند که درون آب حل نمی‌شوند و به صورت معلق در آب باقی می‌مانند و باعث مرگ آبزیان میشوند. آلاینده های شیمیائی نیز یکی از عوامل موثر آلودگی آب است. مواد شیمیایی به کار رفته در فعالیت‌های کشاورزی و صنایع در حال حاضر معمولاً در رودها و دریا ریخته می‌شود و باعث آلودگی آب می‌گردد. عامل بعدی نشت نفت است، استخراج و ذخیره سازی زمینی و زیرزمینی منابع نفت، خطوط انتقال مواد نفتی و نفتی که از کشتی‌ها به دریا نشت می کند، همگی موجب آلودگی آب‌های زیرزمینی و بخصوص آب دریاها می‌شوند که یکی از عوامل مهم مرگ و میر ماهیان و پرندگان دریائی هستند. بسیاری از فعالیت‌های روزمره انسان مانند شست و شو، آشپزی، مصارف بهداشتی و دفع فضولات انسانی و حیوانی، باعث تولید فاضلاب و هرزآب می شود که اگر به خوبی مدیریت نشوند، آلودگی وسیعی در آب های سطحی و مخازن زیر زمینی ایجاد می کند. زباله ها و شیرابه تولید شده از آن نیز یکی دیگر از عوامل آلودگی آب است. هوا هم اگر به دی‌اکسید سولفور و اکسید نیتروژن آلوده باشد، موجب بارش باران های اسیدی شده و آب ها را آلوده می‌کند.
چه موادی، اصلی ترین آلاینده های آب هستند؟
مهم ترین آلاینده ها در بخش صنعت، فلزات سنگین و مواد شیمیائی آلی و معدنی هستند. فعالیت‌های صنعتی مقادیر زیادی از آلودگی های آلی و معدنی به ویژه فلزات سنگین را به منابع آب وارد می کند. سالانه بین500-300 تن فلزات سنگین مثل جیوه و سرب و کادمیم و کرم و کبالت و منگنز وارد منابع آبی دنیا می شود. آلودگی‌های شیمیائی هم انواع مختلف دارد و تقریباً در تمام صنایع وجود دارد، صنایعی مانند نساجی، ماشین سازی، دباغی، نفت و پتروشیمی و بسیاری دیگر از صنایع دارای پساب‌های آلوده هستند. به عنوان مثال اکثر صنایع در بخش های مختلف خود با اسید سولفوریک، اسید نیتریک، هیدروکسید سدیم، آب اکسیژنه، آب ژاول، آمیلاز، پلی وینیل الکل، انواع شوینده ها، صابون و ده ها ماده شیمیائی دیگر سرو کار دارند که اگر در فرایند تولید تصفیه نشوند، به همراه حجم زیادی از آب، وارد طبیعت می شوند و چون همه منابع آبی چه در روی زمین و چه در زیرزمین، بالاخره به هم می پیوندند، باعث آلودگی وسیع آب خواهند شد. نود درصد از آب خانگی پس از مصرف تبدیل به فاضلاب می شود که چیزی در حدود 10 درصد از کل آب تجدیدپذیر کشور است. در بخش آب شهری بزرگترین منبع آلودگی فاضلاب و فضولات انسانی است. نیترات و باکتری دو ماده آلاینده مهم هستند که در فضولات انسانی و حیوانی یافت می‌شود. صابون، مواد شوینده، روغن موتور استفاده شده، رنگ‌ها و حلال‌ها نیز از دیگر آلاینده‌های آب شهری هستند. یکی دیگر از خطرناک‌ترین آلاینده های آب شهری زباله‌ها هستند. زباله که پر از مواد سمی و خطرناک است، وقتی دفن و یا در زمین‌های اطراف شهر رها می شود، به تدریج تولید شیرابه کرده، این شیرابه وارد خاک یا نهرها شده، آب های زیر زمینی و جاری را آلوده می کند. طبق آمار سازمان ملل روزانه حدود 2 میلیون تن زباله به منابع آبی دنیا وارد می شود. در بخش کشاورزی نیز برای افزایش رشد محصولات و جلوگیری از آسیب حشرات، از کودها و حشره‌کش‌ها استفاده می‌کنند. آبی که به وسیله کود های شیمایی و آفت‌کش ها آلوده می شود، می‌تواند باعث آلودگی آب نهرها و رودخانه‌ها و در نهایت آب‌های جاری و زیرزمینی شود.
آلوده شدن آب ها چه خطراتی با خود به همراه دارد؟
اگر آب آلوده شود و انسان آن را مصرف کند، ممکن است به سرعت آسیبی به سلامتی او وارد نشود، اما در طولانی مدت سلامت اش به خطر خواهد افتد. مثلاً وجود فلزات سنگین در آب باعث مسموم شدن آبزیان می شود و انسان ها با تغذیه از این حیوانات این فلزات را وارد بدن خود می کنند. فلزات سنگین باعث نقص های ژنتیکی در نوزادان و کاهش رشد کودکان و ایجاد سرطان می شود. آلودگی آب توسط انواع زباله های صنعتی می تواند باعث سرکوب شدن سیستم ایمنی بدن، عدم باروری و مسمومیت حاد شود. مصرف آب و سبزیجات پرورش پیدا کرده در آب آلوده، می تواند باعث بروز اسهال و انواع عفونت های معده و روده شود، آلاینده های میکروبی ناشی از فاضلاب نیز می تواند موجب بروز بیماری های عفونی مانند حصبه، وبا و مرگ نوزادان شود. آب‌هایی که به وسیله فضولات و کودهای شیمیائی آلوده می شوند، حاوی نیتروژن هستند که به تدریج تبدیل به ماده خطرناک نیترات می شوند. فسفات نیز یکی دیگر از سمومی هست که از طریق کود شیمیائی وارد آب می شود. ورود سرب به بدن نیز موجب جلوگیری از فعالیت آنزیم های بدن خواهد شد. سرب اضافه شده به آب آشامیدنی، می‌تواند باعث آسیب جدی به مغز، کلیه‌ها، دستگاه عصبی و سلول‌های قرمز خون شود. جیوه نیز یک عنصر فلزی و ماده غیر قابل تجزیه است که از طریق آب آلوده وارد بدن می شود و موجب آسیب کبد، مغز، سیستم تنفسی، پوست، چشم ها و سیستم اعصاب مرکزی می شود. از طرفی جیوه اگر وارد آب دریا ها شود باعث مسمومیت ماهی‌ها شده و خوردن ماهی آلوده و محصولاتی مانند روغن ماهی، جیوه را وارد بدن انسان می‌کند. البته اینها فقط مهم ترین عوامل آلودگی آب است و تعداد آلاینده های آب به مراتب بیشتر از این است که مطرح شد.
چگونه می توان از آلوده شدن آب ها جلوگیری کرد؟
بزرگترین عامل آلوده شدن آب ها عدم آگاهی مصرف کنندگان است. متاسفانه در برخی از کشورها از جمله کشور خود ما، به موضوع آلودگی آب توجه زیادی نمی‌شود و فاضلاب های تصفیه نشده، وارد رودخانه‌ها، دریاها و آب‌های زیر زمینی می‌شود. همچنین انواع پساب کارخانجات که دارای مقدار زیادی مواد شیمیایی و فلزات سنگین هستند معمولاً به روش‌های غیر علمی دفع می شود. عامل فرهنگی و تربیتی هم نقش بزرگی در آلودگی آب دارد. اگر افرادی که آشغال یا مواد زائد را در طبیعت و جوی آب یا رودخانه و دریا می ریزد، بدانند این کار چه آسیبی به محیط زیست و آب‌های پاک که مورد نیاز خود آنها است وارد می کند به احتمال زیاد از این کار خود داری خواهند کرد. برای دست یافتن به چنین حدی از آگاهی، استراتژیک ترین عامل، آموزش و پرورش است که باید مسائل را در کتب درسی و برنامه تحصیل دانش آموزان بگنجاند. در کوتاه مدت نیز صدا و سیما و سایر وسایل ارتباط جمعی می توانند با اطلاع رسانی و ساختن پیام های مناسب به مردم آگاهی بدهند و سطح فرهنگ عمومی را در جهت آلوده نکردن آب بالا ببرند. مشکل دیگر نبودن قوانین مناسب برای برخورد با افراد و ارگان هائی است که آب را آلوده می کنند. عوامل دیگری هم در آلودگی آب ها موثر است، نداشتن اگو و فاضلاب شهری در بسیاری از شهرهای کشور و فراهم نبودن فناوری های جدید برای تصفیه آب و نبود سرمایه گذاری لازم برای تصفیه و بازیافت فاضلاب کارخانجات، صنایع، منازل و زمین های کشاورزی از عواملی هستند که آلودگی آب را تشدید می کند.
با چه شیوه هائی می توان آب های آلوده را بازیافت کرد؟
اصولاً به پساب ، طلای کثیف نیز گفته می شود، زیرا به قدری با ارزش است که نه تنها می توان آب آن را تصفیه و به چرخه تولید بازگرداند، بلکه می توان عناصر گرانبهائی را از پساب استحصال کرد. در کشورهای پیشرفته اکثر پساب ها و فاضلاب تصفیه می‌شوند و به چرخه آب قابل مصرف باز می گردند، حتی اگر آب تصفیه شده قابل نوشیدن و بازچرخانی نباشد، آن را بدون نگرانی از وجود آلودگی به رودخانه‌ها یا دریاها می ریزند. بزرگترین عامل مخرب بازیافت آب، ترکیب کردن انواع پساب با یکدیگر است. مثلاً در پساب خانگی آنهائی که مربوط به رختشویی، شستشوی ظروف و حمام کردن است که به نام آب خاکستری شناخته می‌شود، به آسانی قابل بازیافت هستند و می توان از آن در آبیاری گیاهان یا سیفون توالت استفاده کرد. حالا اگر آب خاکستری با فاضلاب توالت که به آن آب سیاه می گویند و یا روغن سوخته مخلوط شود، دیگر ارزش و امکان بازیافت آن از بین می رود. در آب صنعتی هم شرایط به همین گونه است در یک کارخانه ممکن است ده‌ها نوع پساب تولید شود، مثلاً پسابی که برای خنک و لیز کردن قطعات تراشکاری استفاده می شود، فقط مقداری مواد شوینده و پاک‌کننده مانند صابون به آن اضافه شده که بایک تصفیه کوچک می تواند دوباره به خط تولید بازگردد یا در هر نقطه دیگر از کارخانه استفاده شود. ولی آبی که به انواع حلال ها و روغن موتور آغشته شده و یا فاضلاب توالت کارخانه، اگر با سایر آب ها مخلوط شود، دیگر ارزش اقتصادی بازیافت را ندارد، چون عمل تصفیه چنین آبی بسیار گران و آب ارزان است. در نتیجه تمام پساب کارخانه که حجم زیادی را تشکیل می دهد، دیگر غیر قابل بازیافت خواهد شد و احتمالاً روانه نزدیک ترین رودخانه یا آب دریا می شود. بنابراین برای تصفیه پساب، بهتر است این روند به صورت ایستگاهی و در هر قسمت از مراحل تولید و به صورت جداگانه انجام شود. در دنیا بعضی از کارخانجات بزرگ، یک زمین کشاورزی مناسب در کنار خود دارند که با پساب تصفیه شده همان کارخانه آبیاری می شود. کشور ما هم می تواند از این روش ها الگو برداری کند و با کمی هزینه و آموزش و تهیه قوانین روز آمد جلو از بین رفتن حجم بزرگی از آب را بگیرد.
از اینکه وقت خود را در اختیار ماهنامه KWC قرار دادید از شما متشکریم
021 8821 17 50
تهران - یوسف آباد
خیابان سید جمالدین اسد آبادی
انتهای خیابان 66 - پلاک 38
©2017 KWC Iran Co., All Right Reserved